خرید بک لینک
اخیرا گروهی از ... سرمایه و حتی اهل و عیال خود را برداشته و رفته اند به ترکیه و آنجا سرمایه گذاری، زندگی و کار می کنند. از آنجا که تصور می کردم، این گروه مرفهان بی دردی هستند که حتی یک جو عرق ملی ندارند، دائما با آنها جر و بحث داشته و آنها را به خیانت متهم می کردم. اما اخیرا دوستی این متن را برایم ارسال نمود و من هنوز که هنوز است نتوانسته ام جوابی برای آن پیدا کنم. این عزیر سفر کرده عنوان داشته اند، در برنامه ریزی شهری مقوله ای مورد استفاده قرار می گیرد تحت عنوان «هجوم و توالی» که از علوم دیگر وام گرفته شده است، اما می توان آن را در ارتباط با هجوم و توالی سرمایه گذاران خارجی هم مورد استفاده قرار داد. به این صورت که اخیرا سرمایه گذاری ایرانیان در ترکیه، گرجستان و ... به شدت بالا گرفته و به یکی از نشانه های تشخص تبدیل شده است. حالا تقریبا در هر محفل عمومی و یا خانوادگی که وارد می شویم، صحتب از این است که دکتر فلانی، در سواحل قناری ویلا خریده؛ مهندس بهمانی، در فجیره کارخانه رزین راه انداخته و محمدآقا، احمدآقا، حسین آقا و ... در ترکیه، گرجستان، باکوی آذربایجان، منزل، ویلا و ... خریداری نموده اند. جمهوری اسلامی ایران هم برای این که چش(همان چشم در بیان عامیانه) این گروه درآد(در بیاید!)، مقابله به مثل نموده و به جای این که دلایل این فرار سرمایه را جستجو نموده و برای آن راه حلی علمی و دقیق پیدا نماید، به دنبال تصویب طرحی در مجلس است تا با اعطای تابعیت به خارجی ها(به خصوص برادران افغانستانی، بورکینافاسویی و ...)، در قبال سرمایه گذاری آنها، جبران مافات نماید. اما به نظر می رسد این طرح یک اشکال اساسی دارد و آن هم این است که با اجرایی شدن آن، تعداد بیشتری از ایرانی ها سرمایه خود را به سا

برچسب: نویسنده: سارا توکلی تاريخ: جمعه 7 مهر 1402 ساعت: 17:38

سالها پیش، شعری از خود در کردم که یکی از ابیاتش، همین عنوانی است که برای این نوشته انتخاب کرده ام. البته که آن شعر که در روزنامه خراسان به چاپ رسید، ارتباطی با مطلبی که اکنون می خواهم ذکر کنم ندارد. آنجا صحبت از ازدواج و همسرگزینی بود؛ ولی آنچه امروز می خواهم بدان اشاره کنم، به مدیریت و اداره شهر مربوط است. قضیه از این قرار است که چندی پیش بنده خدایی آمده بود و در مورد یکی از بحران های اساسی شهر صحبت می کرد. قبل از آن که من پاسخی به این درخواست بدهم، او با گلایه از این که حقوقی که می دهند کفاف خوردن ساندویج تا آخر ماه را هم نمی دهد و آن وقت می خواهند ما شق و القمر کرده و موشک هوا کنیم! بدون مقدمه و هیچ دلیل منطقی، به ناگاه پرسید، واقعا خود شما چقدر حقوق می گیرید؟! گفتم به سختی به صد میلیون می رسد؟! او که به نظر می رسید این شوخی مرا جدی گرفته است، صحبت را عوض کرد و با چرخشی صد و هشتاد درجه ای شروغ کرد به این که مردم رعایت نمی کنند و آگاهی و شعورشان پایین است و .... در نهایت هم از من درخواست راه حلی جادویی داشت تا بتواند یکشبه کل مشکل را رفع و رجوع کند. گفتم فقط پیامبران و یا پیامبرنماها می توانند راه حل های جادویی ارائه دهند که لاریب فیها باشد! به همین دلیل از من کاری ساخته نیست. ایشان که نمی دانم از کجا دلش پر بود، بنای گله و شکایت گذاشت که پس این علم، نبوغ و غیره و ذالک کجا به کار خواهد آمد؟! عرض کردم، اصولا نمی شود از علوم انسانی و اجتماعی راه حل طلب کرد. درست است که مارکس گفته است تا کنون کار فیلسوفان تفسیر جهان بوده است و حالا نوبت به تغییر جهان رسیده است؛ اما از آنجا که ایشان هم در نهایت راه حلی ارائه نمود که نه تنها مشکلات را حل نکرد که بر گره های قبلی افزود، بنابراین،

برچسب: نویسنده: سارا توکلی تاريخ: جمعه 7 مهر 1402 ساعت: 17:38

این که یک دستگاه عریض و طویل فرهنگی حجاب را به شکلات روپوش دارد و بی حجابی را به شکلات بدون روپوش تشبیه کرده بود، حتما دیده اید. در بیلبورد تهیه شده به این منظور، اعلام شده بود که روی شکلات بدون روپوش هر مگسی می نشیند و ... این تبلیغ خیلی هم صدا کرد و تقریبا کلی از مولفان و مصنفان در باره اش تحلیل و تفسیر ارائه دادند. به طوری که طرفداران این تبلیغ خلاقانه در میان کشورهای اسکاندیناوی هم پیدا می شد. حتی روایت هایی از گالیله و ارشمیدوس و ... در تایید همین امر ارائه گردید. بگذریم که مخالفان آن در میان طالبان هم کم نبودند! اما چیزی که برای من جالب بود و زمینه ساز تحریر این نوشته را فراهم ساخت، بدین شرح است. اخیرا در یکی از مناطق شهر مشهد این تبلیغ را مشاهده کردم و برایم سوال برانگیز بود؛ چرا که اصولا مبدع این تبلیغ مشهد نبوده و از خواهر بزرگترش، شهر تهران آن را وام گرفته است. احساس کردم شاید کسی آن را عمدا به این شهر آورده است. به هر حال، تبلیغ مورد اشاره با آب و تاب و با رنگ های جذاب و طرح های متنوع بر دیواری نقش بسته بود. به نظرم برای تابلوی مورد اشاره حداقل ده یا بیست میلیونی خرج شده بود. البته به چشم خواهر و برادری طرح گل و بلبل داری بود و زیبا و دل انگیز می نمود. اندکی که جلوتر رفتم، دیدم کسی یک سری خطوط کج و معوج در گوشه همین تابلو نقاشی کرده است. از بی سلیقگی این بنده خدا بسیار متعجب شده و مشتاق شدم که آنچه نوشته است را با دقت بخوانم. وقتی که آن را با حوصله و وسواس خاص ورانداز کردم، دیدم عجب هوشمندی به خرج داده است. به طوری که با خودم گفتم که اگر یک سوم اعتبارات تبلیغ و ترویج حجاب را که می گویند حدود 6 هزار میلیارد تومان در سال در کل کشور است، به این بنده خدای به ظاهر خلاف

برچسب: نویسنده: سارا توکلی تاريخ: جمعه 7 مهر 1402 ساعت: 17:38

صفحه بندی